أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

364

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

نه يك قطره از وى كند اعتبار * نه آيد خزف ريزه اندر شمار فلك سنگى از كان فيروزه‌اش * خراج جهان خرج يك روزه‌اش همين است رسم جهان داشتن * علمهاى همّت برافراشتن كه گيرد جهان را به صد اضطراب * و زو برنگيرد به يك جو حساب وگر خود از اين مايه بر سر روى * قدم بر فرازى و برتر روى بيابى جهانى كه صد همچو شاه * در آن دشت رويند همچون گياه همه بسته حلقهء بندگى * همه در مقام سرافكندگى چو انوار هيبت نمايد ظهور * ز حيرت بسوزند نزديك و دور [ 466 ] جهان را اگر پادشاهست اوست * و گر جان و دل را پناهست اوست هم او كوه را لعلِ رُمّان دهد * هم او خاك را زيور از جان دهد دهد پادشاهى به هر نيكبخت * تهى سازد از رخت بدكاره تخت چنين است اميدم از اين پادشاه * كه شه را به معنى شود رو به راه كه در صورت او پادشاهى كند * به راه هدى دين‌پناهى كند چنان سركشد نخل اين كار و بار * كه بر وى كند سايه روزشمار گفتار در توجّه رايات آفتاب‌مثال به عزم تسخير سمرقند تا قيسار « 1 » و المال و مرحمت فرمودن شاه فرشته‌خصال بر حكّام سمرقند به سعى خواجه محمود و رفتن او به ماوراء النّهر به موجب حكم لازم الامتثال « 2 » در اين ولا كه آئينهء ضمير گيتىنما از طوى نوروزى و عشرت شبانه‌روزى

--> ( 1 ) . قيسار - قيصار : بين هرات و بلخ قرار دارد . ( روضات الجنات ، ص 130 ) . ( 2 ) . جهان‌آرا ، ص 274 : در سنهء « سبع عشر و تسعمائه ( 917 ) بعضها قوى ئيل و بعضها پيچى ئيل رايات جلال عازم تسخير ماوراء النّهر شد » .